خط داستانی
سنجابی، توله خرس و خدنگی زیر درختی نشسته بودند و به تصاویر کتاب نگاه میکردند. ناگهان سنجاب موجودی عجیبی را دید و از کیستیِ آن پرسید. میشا پاسخ داد که این فیل است و دوستان تصمیم گرفتند او را به دیدن درخت سال نو دعوت کنند. صحبتهایشان توسط توله گرگی شنیده شد که نسبت به آمدن کسی به آن ها تردید داشت. اما بچهها به حرف او گوش نکردند و نامهای نوشتند. در جنگل زمستانی سپید آمد و فیل به واقع به آنها رسید.