خط داستانی
لئون، که نام شوالیه طلایی "گارو" را به ارث برده است، خود را وقف آموزش یک شوالیه ماکای جوان برای نسل بعد میکند، به همراه پرنس آلفونسو از پادشاهی والیانت. سپس، آنها دستوری برای نابودی زیباترین وحشت در جهان که در کشور همسایه "وازلیا" ساکن است، دریافت میکنند. در همین حال، یک شوالیه ماکای جوان برای نسل بعد توسط فردی ناشناس ربوده میشود. لئون به شدت آنها را دنبال میکند، اما متوجه میشود که در یک بنبست محاصره شده است. سپس، یک شوالیه ماکای به نام داریو که قرار بود مدتی مفقود باشد، ناگهان ظاهر میشود و او را نجات میدهد. تحت هدایت او، لئون به شهری میرسد که در آن با شخصی کاملاً غیرمنتظره ملاقات میکند.