باباجون
Baba Joon
یضهک مزرعه بوقلمون را که پدرش با دستهای خود ساخته از ایران به اسرائیل مهاجرت کردهاند، اداره میکند. پسرش موتی که سیزدهساله است به کار در مرغخانه علاقهای ندارد و عاشق بازسازی ماشینهای دورریز است. مادرش ساره میان او و پدرش آشتی را میخواهد و پدربزرگ تلاش میکند با شدت با پسرش رو به رو شود. ورود دایی آمریکایی، داستانی از تنش خانوادگی را آغاز میکند و پدر میآموزد که فرزندش همچون او سرسخت است. تعارض اجتنابناپذیر است.