خط داستانی
سانی، یک عروسکگردان و مشروبخوار، اگویی به همریخته است. پالی، مکانیک آسانسور و مشروبخوار است. این دو به دنبال دوستشان تومی میروند که قبلاً چندین جلسه انجمن آلکِلی را از دست داده است. آنها سعی میکنند sobriety یا پاکی را حفظ کنند که در کشوری که نوشیدن به عنوان یک روال روزمره گسترده پذیرفته است، کار سادهای نیست. همسر و دختر سانی پنج سال پیش به خاطر اعتیاد او از او جدا شدهاند و از آن زمان او زندگی جدیدی آغاز کرده و از نوشیدن دست کشیده است، در حالی که پالی تنها به یک فشار کوچک نیاز دارد تا دوباره بنوشد. احتمالاً تومی اصلاً به آن مقدار هم نیاز ندارد. این دو دوست در خیابانهای بوداپست با زمان مسابقه میدهند تا تومی را پیدا کنند و نجات دهند.