فلز سرد
Cold Metal
ماریو با هیچ خاطرهای از زندگی گذشتهاش بیدار میشود. ملاقات او با لازار آغاز یک جابجایی فضایی-بدنی است، از حومه شرقی مکزیکو سیتی به حفرههای زیرزمینی اطراف، جایی که بدنها و مناظر در یک حرکت واحد ترک میخورند.