جِیجه
Jjigae
امی که از کودکی توسط خانواده آمریکایی پذیرش شده، به رستوران جِیجه در جونگنانگ-گو سئول می رود. او خودش را به عنوان سرآشپز از ایالات متحده به اوان سئون، صاحب رستوران که به دنبال کارکنان می گردد، معرفی می کند. امی از اوان سئون میخواهد به او یاد بدهد چگونه جِیجه درست کند. امی نمی تواند احساسات پیچیده اش نسبت به مادر اوان سئون را پنهان کند و اوان سئون به تدریج نسبت به امی شکاک تر می شود.