خط داستانی
داستان دیدار بین تِمِستُکُلِس و پدرخوانده اش است که او را مرده می پندارد و اکنون به شکل روح برمی گردد تا او را دیوانه کند. از درام تا کمدی تا جهان های بیهوده، تمِسْتوکِلِس با ارواح خود مواجه می شود تا زمانی که کنترل خود را از دست بدهد. اقتصاد خانوادگی تقریباً نابود است و همسرش نزدیک است که زایمان کند. با درک زنده بودن، امکان اصلاح گذشته و رهایی از نفرینی که به آن گرفتار بوده است، به واقعیت میپیوندد.