خط داستانی
دختری نوجوان به خانه برنمی گردد در منیپور منطقه ای با درگیری های قومی و شورش. پدرش جوزف به سفر می رود تا پسر فوتبال پرورش ده خود را بیابد. در راه سفر ترس او عمیق تر می شود: ترس از نااطمینانی مداوم گذشته و حال که با خلئی شخصی در آهنگ بازدید از جسد بیکشف در سردخانه توسط پلیس همراه می گردد. سفری است که هیچ پدری دوست ندارد آن را تجربه کند.