خط داستانی
پاسکال بدگمان است که بدترین را بخواند وقتی پستی از ژِرِمی، دوست دوران مدرسه قدیمی را می بیند. او فورا به پلیس خبر می دهد که ژِرِمی در آستانه حمله به همکاران سابقش است. از آنسو پلیس کار را انجام نمی دهد احساس می کند پاسکال تصمیم می گیرد خود به جوان کمک کند.