خط داستانی
زهرا آنا که در دهه هفتادهای زندگی میکند، زن سالمندی است که بخش اعظم عمر خود را در روستا گذرانده است. وقتی تمام خانوادهاش به شهر میروند، او نیز ناچار میشود روستا را ترک کند. زهرا آنا با پسر ارشدش، کرِم، طبق سنتهای خانوادگی زندگی میکند. به دشواری با زندگی شهری کنار میآید و در نهایت تشخیص بیماری آلزایمر در او داده میشود. این بیماری عمیقاً هم بر زهرا آنا و هم بر پسرش کرِم تاثیر میگذارد. با وجود پنج خواهر و برادر دیگر، کرِم مسئولیت نگهداری مادرش را به طور کامل به عهده میگیرد و هر کاری که از دستش برآید برای او انجام میدهد.