ما پسران سرسخت هستیم
We Are Tenacious Lads
جنگ در حال پایان است. در روستای بلاروسی پوکولیوبیچی، که از دست آلمانیها آزاد شده، تنها زنان و پیرمردان باقی ماندهاند، بنابراین نوجوانان باید به طور مساوی با بزرگترها کار کنند. پسران سانکا و ایوان همیشه به کارهای شجاعانه کشیده میشوند. وقتی شایعاتی در روستا مبنی بر اینکه نوعی غول در جنگل پنهان شده است، به گوش رسید، بچهها تصمیم گرفتند او را بگیرند و مشهور شوند. خوشبختانه، افسر پلیس منطقه به موقع به کمکشان آمد. زیرا آفونکا، یک پلیس سابق مسلح به یک مسلسل آلمانی، در واقع همان غول بود...