خط داستانی
دوستی در حال شکلگیری بین دو همسایه بسیار متفاوت به یک چرخش تراژیک میانجامد زمانی که دیوید یک زن جوان را زیر میگیرد و باعث مرگ او میشود. به اصرار رابرت، دیوید او را رها کرده و فرار میکند. در حالی که رابرت امیدوار است همسایه جدیدش اکنون به طور غیرقابل برگشتی به او وابسته شود، دیوید به طور فزایندهای توسط احساسات گناه فرسوده میشود. وقتی او با ونسا، خواهر قربانیاش، ملاقات میکند، باور دارد که میتواند اوضاع را درست کند. اما او رابرت را در نظر نگرفته است. رابرت آماده است هر کاری انجام دهد تا همسایهاش را برای خود نگه دارد.