مراسلات
Correspondances
ویرژیل و بلانش هر دو هفده ساله از طریق ایمیل با یکدیگر مکاتبه می کنند. ویرژیل بلانش را دوست دارد اما بلانش دختری به نام ایوستاش را دوست دارد. هیچ کس از افکار دیگری آگاه نیست. ویرژیل درباره زندگی و مرگ صحبت می کند و بلانش با پذیرش به حرف شنیدن می پردازد. ایوستاش وارد اتاق می شود با کلاه آبی او ویرژیل را می بیند و سپس بلانش به یاد می آورد که با ویرژیل رقصیده و از اتاق خارج می شود تا به او بپیوندد