خط داستانی
ادگار ویلسون، جمع کننده لاشه حیوانات در روستاهای برزیل، آرزو دارد از وجود کوچک شهرش فرار کند با نِته، عشق زندگی اش. وقتی نته تصمیم می گیرد به خانواده اش در فرقه آخرالزمانی بپیوندد، ادگار در تقاطع قرار می گیرد. با جهانی که در آستانه نابودی است، ادگار و همسفر غیرمنتظره اش توماس — کشیش خرده پا و طردشده — سفری خطرناک را از طریق سرزمین آشفته و مایوس آغاز می کنند.