خط داستانی
ایزاک موسیقیدی جوان است که تحت تأثیر پدر و محیط اطرافش به بحران هویتی میرسد و تصمیم میگیرد از محیط اطراف و معاشرت هایش فاصله بگیرد تا به رویاهایش برای آهنگسازی دست یابد. او به ساردینیا میرود و در خانهای کنار صخرهها در ساردنیتا ساکن میشود. در دهه ۴۰ میلادی خانه ای که در آن یک پیانیست جوان به نام سوفیا زندگی میکرده را کشف میکند و داستان او الهام بخش و به رشد فردی او کمک میکند.