خط داستانی
پسری مهندس شاد و بی دغدغه با خانواده اش در بنگلادش زندگی می کند و با دوستانش خوش می گذراند. روزی با یک سیاستمدار محلی و دار و دسته اش برخورد می کند تا دوستی اش را نجات دهد، دستگیر می شود و پرونده ای برای او ثبت می گردد. دادگاه محلی با تقاضای کفالت شرطی به وی می دهد که موظف است در ایستگاه پلیس در دفتر ثبت نام امضا کند. در راه به ایستگاه پلیس، دختری دانشجو را می بیند و عاشق او می شود. ایستگاه پلیس که هر روز باید امضا کند، از سوی عمویش اداره می شود که معشوقه سابق او کارمند اداره است. او عشق عموی خود را جرقه می زند و در کالج دختر قصه سرگرم می شود و موقعیت های خنده داری را پدید می آورد.