خط داستانی
لوئیس به دیدار پدرش در کوهستان میرود. او از سالها قبل پدرش را ندیده است. وقتی به خانه تعطیلاتی دورافتاده میرسد با خانوادهٔ تازهٔ پدرش روبهرو میشود که پدرش از آنها هیچ سخنی نگفته بود. بین میل به بودن با پدر و خشم و ناامیدی از خوشبختی نوینی که پدرش یافته است، لوئیس سعی میکند پدرش را به چالش کشد و پشتة او را بشکند.