خط داستانی
لوئیز در دوران کودکیاش را دوباره مرور میکند زمانی که خانوادهاش تصمیم میگیرند مزرعهشان را بفروشند. بیست سال پیش او «لولوت» بود، دخترکی شیطان و سرزنده که با پدرشان در مزرعه کمک میکرد، با برادران و خواهرانش درگیر میشد و مادرش را نگران میکرد... وقتی بدهیهای خانواده زیاد میشود و آنها را زیر فشار میگذارد، لحظات لطیف کودکی با واقعیت سخت بزرگسالیِ دنیای رو به حذف روستا در آمیخته میشود.