لطیف
Tender
در اواخر تابستان، دریاچه ای کوچک، نوجوانان مزاحم. میا دختری يازده ساله و خردمندتر از سنش از هاگو، پانزده ساله و بی علاقه، میخواهد درباره چینس زن همواره در شباهن کنار دریاچه عاشقانه صحبت کند. او احساس ترس از ابراز عشق و آزار و اذیت چینس را که هرگز احساساتش را نشان نمیدهد تجربه میکند. میا و خواهران و برادرانش مانند گروهی همآوا دور آنها میگردند. فیلمی آرام و سیاه که گویی زمانی در آن وجود ندارد.