خط داستانی
فسراس با هموطنان سوری اش به سمت اروپا حرکت میکند. در میان عبور از دریای مدیترانه، پرندهای به نزدیک قایقشان سقوط میکند. در میان آوار، یک دختر کوچک به طور معجزهآسا زنده میماند. پناهندگان او را به عرشه میبرند؛ در شوکی ناامید و سردرگم. فسراس از حضور این دختر دچار سردرگمی میشود و حال ذهنی او نسبت به اتفاقات بر او اثر میگذارد.