خانواده روباه
سیرک خانواده کومی هو در شهر است — و همراه با آن، به ظاهر قاتل مرموزی. اعضای خانواده بی پدر در صورتهای انسانی با گفتههای عجیبی درباره انسانها و نمایشهای اولیهشان، کارناوالهای جدا شدن اعضا و رودخانههای خون که کودکان محلی را وحشتزده میکند، به زودی یک مأمور اداره عادی با نگرانی در پی آنها میافتد. به زودی کارآگاهی خشک و ناامید در تعقیب کومیوهای جسور و دست و پا چلفتی در کنار آنها میایستد. یا به عبارتی کلمه «کومی هو» به ارواح روباه در اسطوره کرهای اشاره دارد و این قبیله از کوه نام نزدیک سئول که با طلسمی به موقتی انسان به نظر میرسند باید در طول سقوط ماهی یک روزه انسان جگر انسان بخورند تا طبیعت روباهی خود را کنار نهاده و شکل انسانی دائمی پیدا کنند. هنگامی که فاحشه بدنامی از گروه تبهکارانه فرار میکند و وارد خانه ترسناک آنها میشود، خیلی زود خودش را به طور غیرمنتظرهای در طرحهایشان با نوشیدن گوشت انسان درگیر مییابد — و با روح روباه بزرگتر نیز ارتباط برقرار میکند!