خط داستانی
سراج برای شرکت قراردادی از بانک نیم میلیون پوند میگیرد و دوست دخترش کوثر نیز درگیر ماجرا میشود. کارمند یوسف و Nishal Rifai به کیسه ضبط شده چشم دوختهاند و او را در مکانی متروک به اختلال میاندازند، اما متوجه میشوند که کیسه خالی است. آنها تصمیم میگیرند کیسه اصلی را بیابند. او سراج کوثر را میکشد، سپس با پول در هتلی زندگی میکند، دختر پولدار را پرداخته تا از او پول دریافت کند، با او روبهرو میشود، همه میمیرند و جوزف کیسه حاوی پول را با خود دارد که نیمه خرگوشی در دریا است.