خط داستانی
دختر جوان و زیبا بود و همچنین یک زن بازرگان خوب؛ وقتی پدرش فوت کرد، او مدیریت را به عهده گرفت و یک باغ پرتقال را با نتایج موفق اداره کرد. دستان توانمند او آنقدر مشغول بودند که وقتی برای فکر کردن به عشق نداشت. اما یک روز، "شاهزاده" ظاهر شد.