دوازده ماه
Twelve Months
یک ملکه جوان برای روز نخست سال نوی گلهای بنفشه میخواهد، در برابر پاداشی. زنی حریص، دخترخواندهاش را برای یافتن گلها به جنگل سرد میفرستد تا کار برایش غیرممکن باشد. دختر در جنگل نزدیک به یخزدگی است اما با کمک ارواح دوازده ماه بهار را در اطرافش میآورد و گلها را به ملکه میدهد؛ اما دیگران میخواهند سهمی از پاداش بگیرند