خط داستانی
"آنچه تصور میکنند" - برnard از خوردن تخم آب پز خفه میشود در حالی که همسرش نگاه میکند. جولییت تماشای خفه شدن او بدون مداخله را میبیند و گویی از خواب طولانی بیدار میشود، ناگهان خانهشان را ترک میکند و به سمت جلو میزند. در هوور تصادفی به درستی وارد میشود و سعی میکند بارکشی را boarded کند اما باید ۴۸ ساعت صبر کند. در بندر، با سانتیاگو، جوانی که از فروش چیپس از دستفروش پدرش میفروشد، روبهرو میشود.