چوتی باهو
Chhoti Bahu
رادا با پدر بیوهاش زندگی میکند و به سن ازدواج رسیده است. به همین دلیل، جزئیات او به یک دلال ازدواج به نام آوتار ارائه میشود که همچنین به عنوان یک وید (پزشک روستا) فعالیت میکند. او پیشنهاد ازدواج را به شریرام و همسرش، سیتا، ارائه میدهد. آنها رادا را تأیید کرده و عکس او را به برادر شریرام، دکتر مدهو، نشان میدهند که با ازدواج با او موافقت میکند. این ازدواج با شکوه و جلال در تمام روستا جشن گرفته میشود. سپس شریرام، سیتا و مدهو متوجه میشوند که رادا بیماری جدی دارد - که این موضوع برای آوتار شناخته شده بود - اما به آنها اطلاع داده نشده است. این بیماری مانع از نزدیکی او با مدهو میشود و تنها درمان آن زمانی است که او فرزندی از خود داشته باشد. آیا این ازدواج باطل خواهد شد؟