ماژحتولی کیلُک کام
Mazhathullikkilukkam
سلیمان به شدت توسط معلمانش رعایت میشود. او سالها بعد در یک مرکز در تپهها ظاهر میشود و میخواهد با آنها زندگی کند و امورشان را به عهده بگیرد. معلمان خوشحال میشوند و سلیمان به سرعت جادوی خود را نشان میدهد تا شرایط را بهتر کند و در این میان رابطهای کوتاه با پرستار معلمان شکل میگیرد. اما رویدادی باعث آشکار شدن دلیل واقعی مهاجرت ناگهانی سلیمان به تپهها میشود.