خط داستانی
یک کودک یتیم کرد (هجار) و یک بازنشسته ترک (ریفات) به خاطر شرایط به هم میرسند. ریفات، یک قاضی بازنشسته بیوه، از درگیر شدن در سیاست خودداری میکند. او مجبور میشود از تنهایی خود خارج شود، زمانی که هجار، تنها بازمانده از یک حمله پلیس به همسایگان کردش، به خانهاش پناه میآورد. به تدریج، او به این کودک گرمی میگیرد و تصمیم میگیرد او را با خانوادهاش reunite کند.