خط داستانی
جرم نوجوانان فردریکسون و برگرسترم به اتهام سرقت و قتل غیرعمد به ایستگاه پلیس منتقل میشوند. فردریکسون بلافاصله دچار فروپاشی میشود و گناه خود را برای آنچه انجام داده است، میپذیرد. اما پلیس همچنین میخواهد او به چیزی که انجام نداده است، اعتراف کند. برگرسترم غیرقابل نفوذ است. او بدون زحمت موفق میشود محیط خود را تحت کنترل درآورد و ویژگیهای روانپریش او با پیشرفت بازجویی بیشتر نمایان میشود.