ساکار شهریر
Sakar Şakir
شاکیر که در قیصریه زندگی می کند از ارثی بزرگ از عمویش که در استانبول درگذشته، برخوردار است. عمو به قیصریه تلگراف می فرستد و پیش از دیدن شاکر می میرد اما خویشاوندی که نمی خواهد از این ارث سهیم شود، طرح هایی برای حذف او می ریزد