خط داستانی
در یک روستا در کنار رودخانه رون، آلبان، یک کشاورز جوان، در آستانه ازدواج با مارگوت است. آقای بروک، یک کارمند شهرداری، متوجه میشود که دخترش به آلبان علاقهمند است. وقتی او او را رد میکند، او بیهوش میشود. ناگهان، رودخانه بالا میآید و روستا را زیر آب میبرد. یک شب، مارگوت ناپدید میشود… این درام دهقانی، که از رمانی نوشته آندره کورتیس اقتباس شده و در حین یک سیلاب واقعی از رودخانه رون فیلمبرداری شده، آخرین کار دلک است. جنون انسانی پژواکی از خشم طبیعت است که با تصاویری متحرک از پرووانس غرق در آب و مه بزرگنمایی شده است.