خدای کای کدوتا
Kai Kodutha Deivam
راگو با راوی، یک مرد بی خانمان، دوست میشود و به او پناه و شغلی میدهد. اما وقتی راوی عکس دختری را که راگو تصمیم دارد با او ازدواج کند میبیند، از او میخواهد که از او دور بماند.