خط داستانی
دختری جوان به نام اویچی توسط مادرش رها میشود و در اثر یک صاعقه نابینا میشود. وقتی سرپرستش کشته میشود، او از یک رونین مسافر یاد میگیرد که چگونه شمشیر بزند. با پیشرفت به عنوان یک شمشیرزن ماهر، شغل او به عنوان یک شکارچی جایزه تبدیل میشود. بسیاری او را آزمایش میکنند و بسیاری به دستهای او میمیرند. او در سرتاسر روستاها سفر میکند تا مادرش و انتقامش را جستجو کند.