خط داستانی
کلود، تهیهکننده فیلمی ۳۰ ساله، عاشق گرندی ۲۰ ساله میشود که نقش اول فیلم آخر خود را به او داده است. روزی، گرندی را در آغوش مرد دیگری میبیند. او عاشق معشوق را میکشد و پس از آتش زدن ماشین او از راهی نامشخص فرار میکند. به روی یک بَرِدِیگر پناه میگیرد که چنتال و کارلا در آن زندگی میکنند. آنها را گروگان میگیرد. اما کمکم کلود نسبت جذابی به چنتال پیدا میکند. از سوی او نیز جوان بیقرار نیست نسبت به جذابیت مهاجم بیتفاوت بماند و با وجود وضعیت، وارد بازی میشود ...