خط داستانی
جیم اوگدن، که به طور مخفیانه با مژ همینگوی، ارثبر ثروتمند، نامزد است، به خاطر کمبود پولش حساس میشود و نامزدی را به هم میزند. در لحظهای از خشم، او با کنت ون تویل ازدواج میکند. پس از شش ماه، او از اروپا برمیگردد، بدون شوهرش. در تلاش برای فراموش کردن اشتباهش، به روستا میرود.