خط داستانی
دوستان وودی به او هشدار میدهند که جوندگان پیشبینی کردهاند طوفانی برفدار در راه است. وودی بیخیال تصمیم میگیرد که با دوستانش به سمت جنوب نرود. به زودی طوفان برفدار میرسد و انبار غذاهای وودی را ویران میکند. در مواجهه با گرسنگی، امیدی به شکل یک گربه ظاهر میشود. گربه نیز گرسنه است و این موضوع به مسابقهای از قدرت و هوش تبدیل میشود تا ببینند چه کسی دیگری را میخورد.