خط داستانی
روز قبل از کریسمس در اتاقی که به طور شورشآمیز در خانهای کمدوام با حضور خواهران جوان nell و bess، برادرشان تام و خواهر ۱۸ سالهشان آن جمع شدهاند، بچههای کوچکتر تمام سکههایشان را جمع میکنند و آنها را به آن میدهند تا برایشان هدیه کریسمس بخرد. آن با لبخند غمگین به پسانداز ناچیزشان نگاه میکند و اجازه میدهد سکهها از میان انگشتانش بر روی میز ریخته شوند، زیرا میداند که تنها چند سکه برای خرید هدیه کافی نخواهند بود.