خط داستانی
ژان د پینکره از ازدواج با ویسکونت هاوسی د ویلفور امتناع میکند، زیرا به بیمبالاتی او پی برده است. پس از یک دوئل با دوک د مونتگوبرت، که لویی چهاردهم او را به ژان توصیه کرده بود، پادشاه ویسکونت را مجبور به ازدواج با ژان میکند و سپس او را به جنگ میفرستد. جدا از شوهرش، ژان متوجه میشود که او را دوست دارد.