خط داستانی
وودی چوبخوار خسته در حال سر زدن به بیابان است و سعی میکند با نشانهگذاری یک اتوبوس عبوری سوار شود. او اعضای مصنوعی به خود میزند و مانند یک دختر لباس میپوشد و بدون مشکل سوار اتوبوس بعدی میشود اما وقتی هویت او فاش میشود، از اتوبوس پرتاب میشود. پس از خوردن یک وعده غذایی بزرگ، تصمیم میگیرد انتقام بگیرد و از پوستر «باز بازر» به عنوان ابزاری استفاده میکند. اما باز واقعی ظاهر میشود و وقتی وودی به لباس زنانهاش پناه میبرد، شرور بدجنس به او نزدیک میشود.