خط داستانی
یک نمایش وودویل. تریکسی فریگانزا ابتدا داستانی را روایت میکند و سپس آهنگی میخواند. برای داستان، او کلاهی با لبه عریض و شالی نازک و هماهنگ به تن دارد. او از دیداری با دوستی که یک پسر پنج ساله دارد، میگوید. مادر به تریکسی داستانی از خیانت به شوهرش میگوید و برای پنهان کردن داستان از پسر، کلمات کلیدی را هجی میکند. در پایان داستان، مادر با یک سورپرایز مواجه میشود و تریکسی برای ما یک درس اخلاقی دارد. سپس، کلاه و شال را برمیدارد، یک ویولن بیس بیرون میآورد و تریکسی یک آهنگ کمدی درباره دو شوهر اولش میخواند.