خط داستانی
این فیلم به بررسی صعود همایون به تخت سلطنت، تلاشهای او برای حفظ امپراتوری و درگیریهایش با رقبایش—بهویژه شیرشاه سوری که او را شکست میدهد و به تبعید میفرستد، میپردازد. در میان آشفتگیهای سیاسی و از دست دادنهای شخصی، داستان همچنین روابط همایون، بهویژه با همسر نجیبش حمیده بانو را بررسی میکند. در نهایت، با حمایت ایرانیان، او امپراتوریاش را بازپس میگیرد، اما پیروزیاش کوتاهمدت است، زیرا سلطنت او با یک حادثه مرگبار به پایان میرسد.