خط داستانی
آقای نورتون همسرش را در آغوش همسایهاش، کاپیتان رابرتز، که مردی متأهل است، پیدا میکند. اولین واکنش دیوانهوار او این است که همسر بیوفایش را بکشد، اما در راه رفتن به سمت اسلحه، فرزند کوچک او به آغوشش میدود تا شب بخیر بگوید. این حادثه او را بیتاب میکند و اراده وحشیانهاش را نابود میسازد. او تصمیم دیگری میگیرد. به خانم رابرتز میرود و به او میگوید که قصد دارد خانه کاپیتان را خراب کند، همانطور که شوهرش خانه او را خراب کرده، و اگر او با او برای فرار در ساعت ده شب موافقت نکند، شوهرش را در جا خواهد کشت.