خط داستانی
فلیکس بچه گربههایش را ناامید میکند زیرا قول داده بود آنها را به پیک نیک ببرد اما به خاطر آب و هوای بد نمیتواند. او به ابرها پرواز میکند تا ماشین تولید آب و هوای مشتری پلویوس را ببیند که او را به خاطر وضعیتش سرزنش میکند. او موفق میشود ماشین را به نفع خود به کار بیندازد و در این فرآیند از مشتری انتقام بگیرد.