خط داستانی
در حین دزدیدن چند استخوان، فلیکس دمش را گم میکند. با این حال، او به فروشگاه دم میرود تا دم جدیدی بگیرد. سپس توسط یک زن ثروتمند به فرزندی پذیرفته میشود که او را به عنوان موشگیر به کار میگیرد. اما موشها برنامههای خود را برای فلیکس دارند که شامل متهم کردن او به دزدی غذا میشود تا صاحبخانه او را بیرون کند.