خط داستانی
فلیکس گربه در حال ماهیگیری است، اما هیچ چیزی صید نکرده است. او به یک رستوران میرود و سعی میکند یک ماهی را بدزدد، اما صاحب رستوران او را میبیند و یک قوطی به سمتش پرتاب میکند. فلیکس به قوطی نگاه میکند که روی آن نوشته شده آلاسکا در ماهی غنی است، بنابراین فلیکس به سمت شمال بزرگ سفید سفر میکند تا خود را سیر کند.