خط داستانی
کریشناواستی، مردی بیوه و مهربان، با فرزندان و مادرش در روستا زندگی آرامی دارد. در رویاپردازی برای آیندهای بهتر، او در معاملهای کلاهبردارانه فریب میخورد و بهطور ناعادلانهای زندانی میشود. در حالی که به سختیِ واقعیتهای سیستم فاسد میبرد، خانوادهاش از هم گسسته میشود و فرزندانش به شرایطی تراژیک میافتند. پس از آزادی، کریشناواستی سفری پراز نگرانی را برای بازگرداندن خانواده آغاز میکند و با پنهانکاریِ تاریکِ جامعه روبهرو میشود.