خط داستانی
پس از یک تصادف ماشین که زندگیاش را ویران کرده، وان جوان با ورشکستگی مالی و احساسی دست و پنجه نرم میکند. وقتی دوستانش به دانشگاه میروند و او مجبور است از پدر معلول و الکلیاش مراقبت کند، در یک خلأ قرار میگیرد. با کمبود راهی برای تخلیه خشمش، وان به دو جوان محلی میپیوندد و به زندگی جرم و جنایت کشیده میشود. سپس با داگ آشنا میشود، کسی که به نظر میرسد همه چیزهایی را که وان آرزو دارد، دارد... اما داگ نیز شیاطینی دارد.