خط داستانی
مینا کوماری با این فکر بیدار میشود که او رادا است. همه اطرافیانش، سوبود رای، دخترش نالینی، دوستان و جامعه او را ناندا میدانند. 16 سال قبل، تاریخ فیلم، SS Fort Stikine در مازگون، بمبئی منفجر شد و ویرانی به بار آورد و به دلیل سانسور جنگ جهانی دوم، اطلاعات زیادی در دسترس نبود. آمار تلفات متفاوت است، اما انفجار به قدری شدید بود که در شیملا - حدود 2000 کیلومتر دورتر ثبت شد. واقعیت و تخیل به طرز دراماتیکی با هم ترکیب میشوند. ناندا و رادا دو خواهر هستند که با والدین ثروتمندشان در نزدیکی داکهای مازگون زندگی میکنند. ناندا با سوبود رای از دارجیلینگ ازدواج کرده و یک دختر به نام نالینی دارد. این خانواده تحت تأثیر انفجار قرار میگیرد. راجش خانا (دارمندر) یک روانپزشک است که پرونده مینا کوماری را بر عهده میگیرد. هر نشانهای به بیثباتی مینا کوماری اشاره دارد. تلاشهای او برای اثبات اینکه او رادا است و نه ناندا بینتیجه میماند. آیا مینا کوماری ناندا است یا رادا؟ آیا او دیوانه است یا به دیوانگی کشیده میشود؟ آیا میتواند ثابت کند که کیست؟