خط داستانی
ماتیاس، موعظهکننده، عاشق مارتا است. یوهانس، برادر ماتیاس، سعی میکند مداخله کند. وقتی ماتیاس و مارتا به یکدیگر وفاداری میخورند، حسادت یوهانس به نفرت کور تبدیل میشود و او صومعه را به آتش میکشد. اما این ماتیاس است که به خاطر این جرم دستگیر میشود.