خط داستانی
شرق فنلاند در قرن هجدهم. کشاورز جوها یک دختر یتیم به نام ماریا را بزرگ کرده و با او ازدواج کرده است. تاجر کارلیایی به نام شمییکا به مزرعه میآید و شروع به ابراز علاقه به ماریا، دختر جوان و زیبا میکند و او را وسوسه میکند تا با او فرار کند.